تصمیم‌های پشت پرده: بانکی که با رؤیای ایران‌مال زمین‌گیر شد

سه‌میم شماره ۱۳ با مهرداد مظفری

🥇 میم اول: مسأله – وقتی بانک تبدیل به پروژه می‌شود، نه بنگاه مالی.

هرجا پول از معنا جدا شود، قدرت جای عدالت را می‌گیرد.»
یووال نوح هراری

ماجرای بانک آینده، داستان ناترازی حساب‌ها نیست؛ روایت گم‌شدن مرز میان بانک، بنگاه، و پروژه است.
در جایی که وظیفه بانک تأمین مالی تولید و گردش پول سالم است، تصمیم‌ها به سمت تملک دارایی، ساخت‌وساز عظیم و نمایش ثروت رفت.

بانک آینده به‌جای تمرکز بر مأموریت بانکی، به محور تأمین مالی پروژه‌هایی تبدیل شد که بیش از آن‌که اقتصادی باشند، نماد قدرت و رانت و رابطه سیاسی بودند؛ از جمله پروژه ایران‌مال – بزرگ‌ترین مجتمع تجاری خاورمیانه – که میلیاردها تومان از منابع سپرده‌گذاران به آن تزریق شد.

🥈 میم دوم: مثال – تصمیم‌هایی که در تاریکی گرفته شدند

ریشه بحران، در «پنهان‌کاری تصمیم» است، نه در عددهای ترازنامه.
در سال‌هایی که سود سپرده‌ها به‌صورت غیرواقعی بالا نگه‌داشته می‌شد، بانک آینده با مجوزهای خاص و نظارت‌های صوری، به گسترش فعالیت‌های غیر‌بانکی پرداخت:
تأمین مالی پروژه ایران‌مال از منابع سپرده‌گذاران، بدون توجیه بازدهی واقعی.

خرید و تملک هزاران دستگاه خودرو لوکس (از جمله کیا اوپتیما) به‌عنوان دارایی‌های شرکتی و پاداش‌های غیرشفاف.

سرمایه‌گذاری در املاک و شرکت‌های اقماری که عملاً پول را از گردش بانکی به رکود دارایی تبدیل کرد.

در واقع، بانک از نقش واسطه مالی به صاحب پروژه و مالک دارایی‌های کلان تبدیل شد.
و این همان نقطه‌ای است که نظارت بانکی شکست می‌خورد: جایی که نهاد ناظر، در تاریکی اطلاعات و نفوذ منافع، به‌جای اصلاح، سکوت و سهله می‌کند.

در چنین شرایطی،
تصمیم‌های پشت پرده از جنس حسابداری نیستند
از جنس رفتار قدرت‌اند.
رفتاری که در آن تصمیم‌گیر، هم ذی‌نفع است، هم ناظر، و هم مصون.

🥉 میم سوم: مسیر – بازگرداندن پاسخ‌گویی به تصمیم

عبور از این بحران با انحلال یا ادغام ممکن نیست؛ زیرا مشکل ساختاری است، نه سازمانی.
راه اصلاح، در بازگرداندن پاسخ‌گویی به قلب تصمیم‌سازی است.

پنج مسیر اصلاح:
1. افشای عمومی زنجیره تصمیم‌ها: مردم حق دارند بدانند چه کسانی مجوز تخصیص منابع به پروژه‌های غیربانکی را امضا کردند.

۲. ایجاد نظام «ردیابی منبع» (Money Tracking): هر ریال از سپرده‌ها باید قابل ردیابی باشد؛ به‌ویژه در پروژه‌هایی چون ایران‌مال یا خرید دارایی‌های غیرمالی.

۳. بازنگری در صلاحیت مدیران بانکی: مدیریت بانک نباید سکوی پرتاب سیاسی یا ابزاری برای قدرت اقتصادی باشد.

۴. استقلال واقعی حسابرسی و افشای سالانه برای عموم: گزارش‌ها نباید فقط برای نهاد ناظر تهیه شود؛ بلکه باید در دسترس جامعه باشد.

۵. بازطراحی اخلاق تصمیم در نظام بانکی: تا وقتی تصمیم مالی بدون پیامد اخلاقی ممکن باشد، تکرار خطا اجتناب‌ناپذیر است.

پرسش پایانی:
امروز بانک آینده منحل شد، وسپرده گذاران آینده شان، قربانی ،تصمیم های خواص شد.
یا باید منتظر تکرار همین تصمیم‌های پشت‌پرده در لباس بانک‌های دیگر باشیم؟

بانک آینده فقط یک بانک نبود؛
آیینه‌ای بود از نحوه تصمیم‌گیری در تاریکی.

نویسنده : دکتر مهرداد مظفری

لینک کوتاه : http://ronu.ir/?p=553

نظرات کاربران :

دیدگاه شما